انسانیت ازادی صلح ودوستی مرام ماست |
اما امروز شب خاصي هستش و نمي شه ننوشت ....
چرا كه بعدا مي ترسم پشيمون بشم حال و هوا و حس انچنان خوبي ندارم اما مي نويسم چرا كه ننويسم مي ميرم ....
بر مزارم بنويسيد كه اشفته دلي خفته در اين خلوت خاموش ....!!!! انجا بنويسيد كه زاده ي غم بود ز غم هاي گران گشت ....!!!! فراموش فراموش فراموش فراموش ....!!!!
امشب شب يلداست و من تنهايم تنهاي تنها و بسيار دلم گرفته ....
نمي دونم چرا فضاي خونمون شب يلدايي نيست و هر كس دنبال دغدغه هاي خودش است همه درگير مسائلي هستيم .... بماند چه مسائلي ....
يادش بخير سه سال پيش و شبهاي زيباي شب يلدا كه هرگز فراموشم نمي شه ....
سه سال پيش بود هميچن شبي كورداي خوابگاه گروه رقص شونو اورده بودن و ما لذت مي بريدم دو سال پيش اتاق ۱۱۴ يادم نمي ره با هم اتاقي عزيزم رفتيم با ماشين خودم هر اون چه رو كه لازم بود از هندونه گرفته تا تخمه و سيگار و شمع و.... همه نوع تداركي رو ديديم واي از اتوبان كه برمي گشتيم هايده رو گذاشته بوديم هركدوممون يه سيگار زير لب داد مي زديم يلدا خوش اومدي بعد منم طبق عادتم سرمو تكون مي دادم و پكهاي عميقمو به سيگار مي زدم و برا هر چند لحظاتي از اين زندگي روزره فارغ مي شدم ....
اتاقمون پر پر شده بود از بچه هاي خوابگاه رقص و پايكوبي بودش هندونه و تخمه و تنقلات كل اتاقمونو پر كرده بود بيشتر بچه هامون به عشق اينم شب زيبا با هم نداي ازادي سر مي دادند و همچنين همه سيگار برگ زير لبشون بود و در تفكرات عميق و ارزوهاي دور و نزديك جوانيشون غرق شده بودن و جك هاي اخر سر را فراموش نمي كنيم و قهقه هايي كه از بچه ها تمام فضاي اتاقمون را پر كرده بود كه هنوز من صداي قهقه شون لذتي و به هم مي ده مث همون روزي كه من قبول شدم برا دانشگاه و مست مست خدايي بودم .... يادش بخير
پارسالم يادش بخير شب زيبايي بود خيلي ها اومده بودن اما نه مث پارسال اون شبم خيلي به من خوش گذشت چرا كه خيلي سرحال بودم و فارغ از دردهاي روزگاري كه هميشه ازارم مي داد ....
اما امسال ديگه حال و هوا پارسال و نداره رفتم خوابگاه پيش بچه ها فكر كنم همه فراموش كردن كه امشب شب يلداس .... حالم گرفته شد اونا نه شب يلدا منم فراموش كرده بودن بازم حالم گرفته شده بود ....
الان خونم اما خونه سوت و كوره و هر كي مشغول كار خود ....
تو خوابگاه كه بودم حالم گرفته شد يه سيگار روشن كردم يه پك عميق زدم و پك هاي بعدي پشت سرش اما ارام نشدم و بغضمم نتركيد و بدترم شدم چرا كه بغضمو فرو بردم ....
نمي دونم چيه كه حالم امشب خيلي گرفته ، دارم از پا درمي يام ....
خدايا به حق اين شب بسيار زيبايت ما را درياب ....
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|