انسانیت ازادی صلح ودوستی مرام ماست |
همان كه جنباند تو را ز كنكور
بلند شو عزيز ز خود برون شو
نعتي ز من كن ، فضلي ز من بر
فراغت ز من ، تو كارت ز من
نشانت ز من ، تو جانت ز من
توبه كن امشب ، توبه كن هر دم
كه فرصت هرگز نيايد چون شب
ببخشايم من ، گناهت در شب
بيفشانم من ، موهايت امشب
بگشايم من دري ز رحمت
بيا تو نور شو ، ز خود برون شو
كفاره ي خود ، خود نور من شو
كفاره ي خود ، خود نور من شو
نيشتمان
۸۶/۶/۱
تهران ـــ سبلان
اين و اول شهريور به ياد پارسال كه در همچين ساعتي ( ۴ صبح ) همراه خانواده رفتيم فرودگاه مهراباد و بابا ، مامي و داش كوچيكه منو بدرقه كردن تا به سرزمين حق بشتابم و زيارت كنم خانه ي خدا رو و ببوسم سرزمين وحي و ان خاك پاكي كه پيامبر (ص) بر روي ان قدم برداشته كه هنوزم كه هنوزه ان خاك به خودش مي نازه كه فرشي زير پاي دوست داشتني ترين بنده ي خدا بوده كه دنيا رو بخاطر او افريده اند و بس ....
( خاطره ي اون صبح زيبا رو هرگز فراموش نخواهم كرد بخصوص حرف بابام كه گفتش : ببين فرزندم ما نمي تو نيم بيايم چرا كه .... بماند .... بزار خودم بدونم چي گفت .... الانم كه الانه حرفش تو گوشم صدا مي ده .... ولي راس مي گفت بخدا .... كاش كاش كاش .... بتونم جبران كنم .... )
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|