تبليغاتX
کوردستان - از دست روزگار
 
انسانیت ازادی صلح ودوستی مرام ماست
 
گفتم نمي يام تا شب يلدا ....

اما روزگار هميشه بر وفق مرادمان نيستش و نخواهد بود ....

مهم اينه كه بتونيم باهاش كنار بيايم و منم مي خام باهاش كنار بيام و كنارم اومدم ....

البته حتما يه مدت تعطيل مي كنم اما ....

اون لحظه كه پست خسته شدم از .... را نوشتم چند ساعت بعدش يكي از دوستان باهام تماس گرفت كه برا يه كاري بيام تو نت كه مجبور شدم اومدم ....

بعدش يكي ديگه تماس گرفت گفتش مي دوني كه عكست بدجور تو .....................اومده حواست باشه برو تو نت نگا كن ....

باز اومدم .... يكي از دوستام اومد رو خط داشتم ايميل مو چك مي كردم ....

چند لحظه اي بحث كرديم .... نمي دونم چي شد يهو .... خيلي برام سوال شد .... حالا .... كاش مي دونستم ....

به هر حال اينم توجيهاتي برا خودم بود چرا زدم زير قولم ....

چكار كنيم ما هميشه محكوميم به ....

  نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 6:26  توسط آمانج عزيزي  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM