تبليغاتX
کوردستان - انسانم ارزوست
 
انسانیت ازادی صلح ودوستی مرام ماست
 
انسانم ارزوست ....

تا كي منتظر باشيم و فرياد زنيم انسانم ارزوست ....

۲۵سال از بهار زندگيم به سر امده اما ان انساني كه من ارزويش را دارم نيافته ام ....

چقدر بايد ما انسانهاي احمق دنبال چيزي باشيم كه بدهيست كه يافت نشدنيست ....

هميشه ارزوي مدينه اي فاضله را در سر داشته ام اما زهي خيال باطل و راهي بي هدف ....

بخدا از همه چيز بريده ام حتي از خود خدا هم بريده ام .... اين منم كه يك ماه است نماز نخوانده ام .... خداوندا چقدر التماست كردم كه گذشت و خاطرات بسيار تلخ انرا برايم اسان گردان كه با ان كنار ايم ....

خاطرات تلخي كه از دون صفتان برايم به يادگار مانده است .... سخت است بخدا .... اسم پاسدار ، بسيجي ، جمهوري اسلامي ، بمب ، ارپي جي ، تيرباران ، اعدام ، معلم شهيد ، شهيد ، گلوله ، زخمي ، غربت ، زندان ، فرار ، اواره گي ، خون .... تمامي عقده هايم زنده مي شود و با تمام وجودم مرگ را ارزو دارم .... مگر اين انسان احمق دون صفت چه مي خواهد و چقدر حريص است ....

خيانت انچه كه هميشه ازارم مي دهد .... دختركي كه عاشقش هستي اما جلو چشمانت با كمال وقاحت به عشوه و ناز براي ديگري مي پردازد .... دختر كه نامزد دارد و به التماست مي افتد كه ببوئي اندامش را .... سرگرم كارهاي روزمره و فرار از دغدغه ها هستي كه بي عرضه ات مي خوانند كه هوست را به فراموشي سپرده اي ....

نمي شود بخدايي كه الان از او دور شده ام نمي شود .... پاك دلتنگ خودم شده ام .... ان انرژي ، ان پاكي ، صداقت و ازاديخواهي و انسان انديشي را بايد لگد مال كرد و همچون ديگر سگان جامعه شد يا نه انكه منزوي شد و پاك از اين عالم بريد كه رسواي خودت نشوي ....

منگ منگه ، بي پناه و تنها ، مغرور و خودخواه چرا كه انچه  يافت مي نشود انم ارزوست ....

اري انسانم ارزوست ....

انسانم ارزوست ....

انسانم ارزوست ....

انسانم ارزوست ....

بخداوندي خدا سوگند انقدر غرق در درد ديگران شده ام كه خود را پاك فراموش كرده ام ....

كسي نيست بگويد اخر احمق بي شعور ، خود را بچسپ تو را چه به خريت ديگران ، هر كه خود ان خواهد همان كند و لايقش همان باشد تو را سه نه نه ....

پناه بر خدا مي برم كه تهادلي كه سالها ارزويش را داشتم بين دردهايم دغدغه ها و تمام هدفهايم و زندگي شخصي خود ايجاد نمايم كه از خود غافل نشوم كه پشيمانيش زماني باشد كه ديگر زمان ياريم ندهد كه جبرانش كنم ....

فرياد مي زنم و به تنها جايي كه به ان تعلق دارم و به من ارامش مي دهد پناه مي برم :

اشهد ان لا الله اله الله                                و اشهد ان محمدا رسول الله

پناهم و تنها تكيگاه خستگيهايم نماز و سجده هايي كه براي او مي برم ....

قسمت مي دهم كه ياريم كن كه بتوانم خود را بيابم و فراموش نكنم كه من هم انسانم .... 

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 3:21  توسط آمانج عزيزي  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM