زيباست غروب افتاب
با ان تازه مي شود دردهايم
غروب همدرد من است
صبح خواهد امد
مي دانم كه ....
انروز خواهد امد
كه من با چشمهايم
ببينم پايان غروب را
ودميدن صبح را ....
نیشتمان
۸۴/۶/۲۰
تهران ـــ پازوکی
به اميد روزي كه تمامي انسانها غروب ظلم و طلوع ازادي را با تمام وجودشان حس كنند ....

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 0:17  توسط آمانج عزيزي
|