تبليغاتX
کوردستان - گذر زمان
 
انسانیت ازادی صلح ودوستی مرام ماست
 

چند ديقه پيش از خواب بلند شدم ،دانشگاه كلاس نداشتم و نرفتم .رفتم دست و صورتم و بشورم دستم بردم لاي موهام.... 

واي چي ديدم باورم نمي شدموهام سفيد شده ، فكر نمي كردم به اين زودي موهام سفيد شده باشه حالم گرفته

شد ، به اين زودي باورم نمي شد....هر تار مويي از سرم كه داره سفيد مي شه بهم مي فهمونه

فرصتها از دست داره مي ره ....كجاييييييييييييي توووووووووووووو.... 

 

بغض گلو مو گرفت نزديك بود گريه ام بگيره ....

زير لب زمزمه كردم: گر چه ما به ظاهر جوانيم ،سالهاي سال است كه درين سرزمين كسي رنگ جواني را نديده ما هم يكي از اونا....

 

چون مي گذرد غمي نيست ....مهم ان است كه بداني چگونه گذرانده اي....

به اميد ازادي  انسانيت  صلح و دوستي

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 12:27  توسط آمانج عزيزي  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM